حرفی بزن

حرفی بزن تو ای درد آشنا
حرفی بزن
می شکنی چرا قلب مرا
منی که عمری پا به پای تو
دویده ام، آه
منی که جز عشقت گلی دگر
نچیده ام، آه ندارم بغضی از تقدیر
از این دورانِ دور و دیر
خدا می داند
سپُرده ام هر چه هست هستی
به دستت ای مِی مستی
خدا می داند
منی که عمری پا به پای تو
دویده ام، آه
منی که جز عشقت گلی دگر
نچیده ام، آه
منی که جز عشقت گلی دگر
نچیده ام، آه

هشتگ ها: سبک: